سريال مسافران اين شب‌ها از شبكه سوم پخش مي‌شود و شما شاهد هنرنمايي بازيگران آن به ويژه رامبد جوان و همسرش هستيد... همسر رامبد، سحر دولتشاهي در سال 1358 به دنيا آمده، او داراي مدرك ليسانس ادبيات نمايشي و مترجمي زبان فرانسه است. كما اينكه رشته مهندسي شيمي را در سال‌هاي پيش نيمه‌كاره رها كرده است. از فيلم‌هايي كه او در آنها به ايفاي نقش پرداخته، مي‌توان به؛ طلا و مس، فرزند صبح، وقتي همه خوابيم، زخم شانه حوا، ميم مثل مادر و چهارشنبه سوري اشاره كرد.

همكاران ما در مجله «خانه‌سبز» با او و شوهرش رامبد جوان مصاحبه‌اي كامل ترتيب دادند كه شما مي‌توانيد متن كامل اين گفتگو را در شماره جديد مجله خانه‌سبز بخوانيد، اما در ادامه به گوشه‌هايي از گفته‌هاي اين زوج بازيگر مي‌پردازيم.

رامبد جوان در مورد نوع بازي كردنش مي‌گويد: « شايد جنس بازي من مختص به خودم باشد و شبيه هيچ‌كس ديگري بازي نكنم، اما در كارگرداني‌ هنوز چنين ادعايي ندارم. در كارهايي كه معمولا كارگرداني آن را برعهده داشتم، هميشه سعي كردم كه ريتم آن تند و پررنگ و پرلعاب و باانرژي باشد، شايد اين نوع كار كردن، مختص من باشد.»

رامبد در مورد متن‌هاي اين مجموعه مي‌گويد: «خوشبختانه سرپرستي نويسندگان اين كار بر عهده يك فرد كاركشته و نابغه‌ به نام «پيمان قاسم‌خاني» است كه به امور متن و نوشتاري كاملا مسلط مي‌باشد و از تيمي خوب و قوي (كه در آن افرادي مانند؛ سروش صحت، مهراب قاسم‌خاني، عليرضا ناصرفصيحي حضور دارند) استفاده مي‌كند و همين مسئله باعث مي‌شود كه من خيلي به فكر سوژه دادن به آنها نباشم و به خودم اجازه ندهم به عنوان نويسنده وارد مجموعه آنها ‌شوم.»

جوان مي‌گويد: ما تمام تلاشمان اين بوده است كه در اين سريال، رو به روي شخصيت‌هايي كه به ظاهر هيچ اطلاعاتي راجع به زمين ندارند و براي اولين بار پا به سرزمين ما گذاشته‌اند، يك آيينه تمام‌نما بگيريم تا رفتار و كردارهاي خودشان را ببينند و ما به بعضي از موضوع‌هايي كه اين روزها برايمان عادي شده و ممكن است اخلاقي نيز نباشد، مانند دروغ و غيبت و... نيز بپردازيم.

رامبد اعتقاد دارد كه وظيفه هنر، رويا فروختن به مردم است، مي‌گويد: «اولين وظيفه سينما و تلويزيون همين رويا فروختن به مردم است، البته به اين معني نيست كه ما اين روياها را بدون هيچ‌ كم و كاستي روزانه به مردم نشان دهيم، شما به دنياي بچه‌ها نگاه كنيد، ببينيد، چطور با دنيا به طور فانتزي برخورد مي‌كنند و چه ميزان تخيل‌پردازي دارند، براي آنكه ذهن‌ آنها آزاد است و هنوز روياهاي‌شان سركوب نشده است.»

رامبد در گوشه‌اي ديگر از گفته‌هايش مي‌گويد: «كودك درونم هنوز 5 ساله است! با همان انرژي و تخيل. ردپاي اين كودك را در كارهايم مي‌توانيد به راحتي ببينيد.»

رامبد در گوشه‌اي ديگر از حرف‌هايش مي‌گويد: «من هميشه پايبند به اصول خانوادگي بوده‌ام و به شدت به روابط خانوادگي اهميت مي‌دهم. من به اصول اخلاقي پايبندم و معتقدم انسان‌ها بايد سالم زندگي كنند و به خانواده‌شان عشق بورزند. افراد بايد زن، بچه، پدر، مادر، خواهر و برادر‌هاي‌شان را عاشقانه دوست داشته باشند و به كانون خانواده پايبند بمانند. شايد اين رگه‌هايي از يك مرد سنتي در من باشد، اما در مورد شيطنت‌هايم بايد بگويم، هيچ‌وقت از اينكه خود واقعي‌ام را به نمايش بگذارم، ابايي نداشته‌ام، چون به شدت معتقدم، انسان‌ها بي‌هيچ سانسوري بايد خودشان باشند.»

سحر دولتشاهي:كساني كه در اين حرفه مشغولند، انسان‌هاي احساسي هستند و تمام سعي ما بر اين است كه كودك درونمان را بدون هيچ آزار و اذيتي در كنار هم نگهداريم، ولي همين‌قدر كه ما، حرفه‌ يكديگر را درك مي‌كنيم به اين مقوله نيز كمك شاياني مي‌كند.

دولتشاهي مي‌گويد: «حدود 8 سال به‌طور مستمر در زمينه تئاتر حرفه‌اي مشغول به كار هستم، گروهي 8 نفره هستيم كه چندين سال است با هم به اجراي تئاتر در مكان‌هاي مختلف مي‌پردازيم. دو تله‌فيلم كار كردم و در مجموعه تلويزيوني «كتاب‌فروشي هدهد» به كارگرداني مرضيه برومند نيز به ايفاي نقش پرداختم.»

او در مورد بازخوردهاي بازي‌اش در مسافران مي‌‌گويد: «نظر اطرافيان و مردم، خيلي متفاوت است. اطرافيان و نزديكانم، هنوز مرا در طنز باور نكرده‌اند ولي مردم از نقشم راضي‌اند. به طور كلي هنوز به اين مرحله نرسيدم كه بخواهم براي بازي‌‌ام معدلي تعيين كنم.»

او ادامه مي‌دهد: «جالب است بدانيد با اينكه شغلم بازيگري است ولي بنا به تحصيلاتم در رشته ادبيات نمايشي، به نوشتن خيلي علاقه‌مندم و سعي دارم يكي از ايده‌هاي خوب رامبد را به رشته تحرير درآورم. از طرفي نيز به كارگرداني تئاتر و ساختن فيلم كوتاه خيلي علاقه‌مندم.»

وي در پاسخ به اين پرسش كه: «حضور رامبد جوان در زندگي مشترك، در پشت صحنه و در جلوي دوربين به تغيير سبك بازي شما، از حالت جدي به طنز چقدر تاثيرگذار بود.»، مي‌گويد: «مطمئنا اعتماد به نفس در بازي طنز را از رامبد گرفتم و با حضور او توانستم اين قالب را بشكنم. ضمن اينكه من در زندگي مشترك به رامبد به چشم يك كمدين نگاه نمي‌كنم و فكر مي‌كنم اين قانوني ثابت در اين حرفه باشد.»

وقتي از او پرسيده مي‌شود با اينكه كمتر از يكسال از زندگي مشترك‌تان مي‌گذرد، چقدر در بازي از يكديگر تأثير مي‌گيريد و چقدر از اطلاعات يكديگر استفاده مي‌كنيد؟ كه مي‌گويد: «چون اولين تجربه مشترك من و رامبد، طنز مسافران است، از نظر هم خيلي كمك مي‌گيريم ولي مطمئنا با گذشت زمان و با شناخت بيشتر ما از يكديگر، اين مقوله بيشتر هم مي‌شود.»

از او پرسيده مي‌شود كه: «رامبد جوان، از آن دسته بازيگراني است كه ادبيات مختص به خودش را دارد و هيچ ابايي از بيان جمله: «من هنوز ديوونه بازي‌هاي خودم رو دارم»، ندارد. شما چقدر با اين نوع نگرش و گفتار او ارتباط برقرار مي‌كنيد و تا چه اندازه با او در اين زمينه موافقيد» كه مي‌گويد: «من هم مثل او، ديوونگي‌هاي مختص خودم را دارم، مثل تمام انسان‌ها گرچه بايد اضافه كنم كساني كه در اين حرفه مشغولند، انسان‌هاي احساسي هستند و تمام سعي ما بر اين است كه كودك درونمان را بدون هيچ آزار و اذيتي در كنار هم نگهداريم، ولي همين‌قدر كه ما، حرفه‌ يكديگر را درك مي‌كنيم به اين مقوله نيز كمك شاياني مي‌كند.»

خانواده سبز